پشت جلد کتاب آمده است:

 

باغ، روستای (سیرچ)-کرمان

پرنده در چشم و خیال کودکی ام پرید.

- بابابزرگ ! اسم این پرنده چیست ؟

- (نه تر ونه خشک» قصه ای دارد.

۸ سالم بود .

قصه کوتاه بود.

۸ جمله ؛ مثل سالهای عمر من.

از آن به بعد، پا به پای من دوید.

۵۰ سال.

مثل پیچک بردرخت.

با قصه ها آمیخت.

مثل شاخه بردرخت.

جوانه زد توی ذهن من

و در خیال من

رشد کرد.

 




Neither wet nor dry
کتابهای مرتبط

یک بررسی بنویسید

توجه : HTML بازگردانی نخواهد شد!
    بد           خوب